الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)

58

مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)

نصف الايمان . » « 1 » : « شكيبايى يك نيمه از ايمان به خدا و پيغمبران و آخرت است » . و فرموده است : « من اقلّ ما اوتيتم اليقين و عزيمة الصبر و من اعطى حظّه منهما لم يبال ما فاته من قيام الليل و صيام النهار و لئن تصبروا على مثل ما انتم عليه احبّ الىّ من ان يوفيّنى كل امرئ منكم به مثل عمل جميعكم و لكنّى اخاف ان يفتح عليكم الدنيا بعدى فينكر بعضكم بعضا و ينكركم اهل السماء عند ذلك فمن صبر و احتسب ظفر بكمال ثوابه ثم قرء : و ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا « 2 » . . . الى اخره . » « 3 » : « و از كمتر چيزهايى كه به شما داده شده است ، يقين است و دل نهادن بر شكيبايى و كسى كه بهرهء اين دو فضيلت به او داده شده است ، پرواى آنچه را از او فوت شود نبايد داشت ، خواه قيام به نماز شب باشد ، خواه اقدام به روزهء روز و اگر صبر نماييد بر سختى و فقرى كه در آن هستيد ، دوست‌تر مىدارم از آنكه به من رسد از هر يك شما مثل طاعت تمامت شما ، و ليكن من بيم دارم كه دنيا بر شما گشوده شود و بعضى از شما كه توانگر و منعم شويد ، نشناسيد بعضى را كه فقير و درويش باشند . در آن وقت اهل آسمان هم شما را نشناسند و در نزول رحمت يا دفع و رفع بلا و نقمت ، جانب شما را اجابت نمايند » . و اين معنى مبنى بر آن است كه لفظ متكلّم ، مجرد از باب فرح بوده باشد و اگر از باب افعال بوده باشد ، چنين معنى دهد كه بعضى از شما كه بر باطل باشيد ، بعضى را كه بر حق باشند انكار نماييد و در نزد اين كار و چنين انكار اهل آسمان ، شما را دشمن دارند . پس كسى كه صبر پيش گيرد و از خداى تعالى اجر طلبد ، به كمال ثواب و پاداش ظفر يابد . پس از آن آيهء كريمه را تلاوت فرمود كه چنين فرمود : « آنچه در نزد شماست تمام مىشود و آنچه در نزد خداى است ، باقى است و هر آينه پاداش نيك مىدهم آنانى را كه صبر كردند و طاقت آوردند » الى آخر آيه . و روايت كرده جابر كه از پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - سؤال كردند از ايمان ، فرمود : « الصبر كنز من كنوز الجنة و سئل مرة ما الايمان فقال الصبر . » « 4 » : « صبر گنجى از گنجهاى بهشت است و مرتبه‌اى سؤال كردند از ايمان فرمود همانا صبر است . »

--> ( 1 ) شهاب الاخبار : 55 ؛ شرح ابن ابى الحديد بر نهج البلاغه 1 : 319 ؛ الجامع الصغير 2 : 113 ، الترغيب و الترهيب 4 : 277 ؛ المستدرك على الصحيحين 2 : 446 ، الدر المنثور 1 : 66 ؛ ارشاد القلوب : 127 . ( 2 ) النحل / 96 . ( 3 ) فيض كاشانى آن را در محجة البيضاء 7 : 106 آورده است . ( 4 ) محجة البيضاء 7 : 107 .